هـــوای فاصله

چیزی از تو نمونده یادم اما

همه‌اش دلتنگتم دست خودم نیس

نگاهم کی به چشمای تو افتاد؟

کجا عاشق شدم که خاطرم نیس؟

        

کجا اون عشق رویایی شروع شد،

که من پیدا شدم تـــو باور تو؟

تو پای هر چی گفتی موندی و من

نموندم پای حرف آخر تو

        

سراب وسوسه افتاد به جونم

یهو از چشمت افتادم تـــو گرداب

ته اون ماجرا من ساده مُردم

زیر ثقل سکون تلخ مرداب

        

هوای فاصله دنیامو پر کرد

فراموشم شد اون روزای شیرین

کنار حوض بی‌ماهی نشستم

به یاد ساحل دریای دیرین

        

نفهمیدم کجا افتادم از پا

اگرچه تو هنوز عاشق‌ترینی

نمی‌دونم چی شد خشکید چشمام

تو اما خواب بارونی می‌بینی

              ×××

نجابت می‌کنی چیزی نمی‌گی

هنوز کم می‌کنی دلواپسی‌مو

هنوزم پابه‌پای من تـــو راهی

تو پر کردی همیشه بی‌کسی‌مو

             ×××

فروغ خونه‌ی دلگیرم از تو

صدای‌من، ترانه، جونم از تو

تموم آرزوهای محالم

همون عشقی که رفت از یادم از تو

/ 3 نظر / 7 بازدید
مرتضی مشهوری

بسیار زیبا و خالصانه بود.امیدوارم شعرهایت سبزتر و گرم تر و امیدوارانه تر به آینده بشه....

بسيار زيبا

تاجیکی

لبخند به لبهای شما حک بادا غمهای شما همیشه اندک بادا این سال که سر شار ز لبخند خداست بر وسعت قلبتان مبارک بادا لطیف بود و زیبا دست مریزاد